تبلیغات
مطالب ازاد - هیجان از نگاه روان‌شناسی
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | 04:11 ب.ظ | نویسنده : حمیدرضا قاسمی

هیجان‌ها به صورت پدیده‌های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی وجود دارند.

 

 


 

 

هیجان‌ها پدیده‌هایی چند بعدی هستند. در كل می‌توان گفت هیجان‌ها به صورت پدیده‌های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. هیجان‌ها از این نظر احساس‌های ذهنی هستند كه باعث می‌شوند به صورت خاص احساسی مثل عصبانی یا شاد داشته‌باشیم. هیجان‌ها واكنش‌های زیستی هم هستند. آنها پاسخ‌های بسیج‌كننده انرژی‌اند كه بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی كه روبه‌رو می‌شویم آماده می‌سازند.


برای مثال خشم نوعی میل انگیزشی در ما ایجاد می‌كند تا كاری انجام دهیم كه معمولا آن را انجام نمی‌دهیم، مثلا با یك دشمن بجنگیم یا به یك بی‌عدالتی اعتراض كنیم. هیجان‌ها پدیدهای اجتماعی نیز هستند. وقتی هیجانی می‌شویم علایم قابل تشخیص چهره‌ها، ژستی و كلامی برای سایرین می‌فرستیم كه كیفیت هیجان‌پذیری ما را به دیگران منتقل می‌كند. (مثل حركت ابروها و تن صدا)


ابعاد هیجان
-عنصر ذهنی به هیجان احساس می‌دهد یعنی تجربه ذهنی كه هم معنی و هم اهمیت شخصی دارد. هیجان از نظر شدت و كیفیت در سطح ذهنی احساس می‌شود.


-عنصر زیستی فعالیت دستگاه‌های خودمختار عصبی و هورمونی را شامل می‌شود، به این صورت كه آنها برای آماده كردن رفتار كنار آمدن سازگارانه آن در هیجان دخالت دارد. فعالیت و رفتار فیزیولوژیكی آن چنان با هیجان آمیخته است كه هرگونه تلاش برای تجسم فردی عصبانی كه برانگیخته نباشد تقریبا غیرممكن است.


-عنصر كاركردی (هدفمند) در واقع به این سوال مربوط می‌شود كه وقتی فردی هیجانی را تجربه می‌كند چه فایده‌هایی از آن می‌برد. آدم بدون هیجان از لحاظ تكاملی در مقایسه با سایر آدم‌ها اشكال دارد. برای مثال تجسم كنید فردی كه قابلیت ترس ندارد از نظر بقای جسمانی و اجتماعی چقدر در وضعیت نامساعدی قرار دارد. 
-برخی عناصر بیانگر جنبه اجتماعی و ارتباطی هیجان هستند. تجربه‌های خصوصی ما از طریق ژست‌ها، حرف زدن‌ها (آواگری‌ها) و به ویژه جلوه‌های صورت و حالت‌های صورت به دیگران ابراز و منتقل می‌شوند. پس هیجان‌ها در واقع كل بدن ما را درگیر می‌كنند. این شامل احساس‌ها و پدیدارشناسی‌مان، زیست شیمی و نظام عضلانی‌مان، امیال و هدف‌هایمان و ارتباط و تعامل‌مان با دیگران است.


دیدگاه‌های مربوط به هیجان

دیدگاه زیستی: این دیدگاه معتقد است كه هیجان‌ها از تاثیرات بدنی گذرگاه‌های عصبی لیمبیك، الگوهای شلیك عصبی و فیدبك آنها صورت می‌گیرد. 
دیدگاه شناختی: این دیدگاه معتقد است كه هیجان‌ها از رویدادهای ذهنی نظیر ارزیابی‌ها، دانش و حافظه، زمانی كه فرد معنی شخصی رویدادهای محرك را تعبیر می‌كند، ناشی می‌شود. چون مواردی نظیر داروها، تحریك برقی مغز و پس‌خوراند صورت هیجان را فعال می‌كند. معلوم است كه نیروهای زیستی بدون دخالت شناختی یا با دخالت آن تجربه هیجانی به بار می‌آورند چون افراد تقریبا همیشه ارتباط شخصی و اهمیت شخصی رویدادها را تعبیر می‌كنند، پس معلوم می‌شود كه نیروهای شناختی هم موجب تجربه‌های هیجانی می‌شوند.

 

 

چند نوع هیجان وجود دارد؟ 
گرایش شناختی بر هیجان‌های اصلی در انسان مثل خشم وترس تاكید می‌كند و به اهمیت هیجان‌های ثانوی یا اكتسابی كم بها می‌دهد. گرایش شناختی قبول دارد كه هیجان‌های اصلی مهم هستند اما معتقد است جالب بودن تجربه‌های هیجانی به دلیل تجربه‌های فردی، اجتماعی و فرهنگی است. در نهایت پاسخ‌دهی به سوال فوق بستگی به اینكه طرفدار گرایش شناختی باشیم یا گرایش زیست‌شناسی فرق می‌كند.


-دیدگاه زیستی معتقد است كه انسان‌ها چیزی بین دو تا 10 هیجان دارند. 
-دیدگاه شناختی معتقد است كه انسان‌ها خزانه هیجانی بسیار متنوع‌تری از هیجان‌های اصلی دارند. این نظریه‌پردازان می‌گویند درست است كه تعداد معدودی مدار عصبی و واكنش بدنی مثل جنگ و گریز وجود دارد اما چند هیجان مختلف می‌تواند از واكنش زیستی ایجاد شوند برای مثال یك پاسخ فیزیولوژیكی تنها مثل بالا رفتن سریع فشار خون می‌تواند مبنای زیستی خشم، حسادت یا رشك باشد. 
اما هیجان‌ها چه فایده‌ای دارند؟


از دیدگاه كاركردی هیجان‌ها به صورت واكنش‌های زیستی تكامل یافته‌اند تا به ما كمك كنند تا با تكلیف اساسی زندگی مثل مواجه شدن با تهدید به خوبی كنار بیاییم. علاوه بر این هیجان‌ها به هدف‌های اجتماعی هم كمك می‌كنند. هیجان‌ها احساسات ما را به دیگران منتقل می‌كنند، بر نحوه تعامل دیگران با ما تاثیر می‌گذارند، ما را به تعامل اجتماعی فرا می‌خوانند و نقش مهمی در برقراری روابط میان فردی، حفظ و قطع آن دارند.