تبلیغات
مطالب ازاد - جایگاه حرمت معلمان در فرهنگ ایرانى - اسلامى
تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391 | 05:22 ب.ظ | نویسنده : حمیدرضا قاسمی


به رغم ارزش و اعتبارى كه اسلام براى معلم قائل شده است، تا چه اندازه علم آموزان به این توصیه ها عمل مى كنند و در صورت پاسخ منفى، دلایل كم رنگ شدن احترام به اساتید و معلمان و ریشه هاى این امر را باید در كجا جست و جو كرد؟

 

 

 


 


 

در لغت نامه دهخدا واژه »احترام« به معناى حرمت داشتن، بزرگ داشتن، بزرگ داشت و پاسداشت آمده است و براى »حرمت« نیز معناى منزلت، قدر، بزرگى، مرتبت و عظمت بیان شده است. بدین ترتیب، مى توان احترام گذاشتن را به معنى بزرگ داشتن، قدر و منزلت و مرتبت و عظمت قائل شدن و پاس داشتن دانست. با نگاه به فرهنگ هاى گوناگون درمى یابیم كه دیدگاه هر فرد درباره جهان و هستى و اعتبارى كه براى هر چیزى قائل است ؛ سبب احترام او به برخى براى امور و بى توجهى او به دیگر امور مى شود.


همچنین با توجه به فرهنگ ایرانى - اسلامى درمى یابیم كه ارزش علم و معلم در این فرهنگ بسیار بالاست. اسلام احترام گذاشتن به معلم را حق او مى داند و توصیه مى كند، حتى اگر امیر باشیم، به احترام او از جاى برخیزیم و او را بزرگ بشماریم. سؤالى كه در اینجا مطرح است، این است كه به رغم ارزش و اعتبارى كه اسلام براى معلم قائل شده است، تا چه اندازه علم آموزان به این توصیه ها عمل مى كنند و در صورت پاسخ منفى، دلایل كم رنگ شدن احترام به اساتید و معلمان و ریشه هاى این امر را باید در كجا جست و جو كرد؟



كم رنگ شدن ارزش ها 

امروزه ارزش و اعتبار بسیارى از فضیلت هاى اخلاقى به ویژه در میان جوانان و نوجوانان كم رنگ شده است. دلایل این امر فراوان است كه در این بحث نمى گنجد و ما فقط به نتایج آن مى پردازیم. متأسفانه، امروزه برخى از جوانان و نوجوانان بسیارى از ارزش ها را نادیده مى گیرند و كسانى را نیز كه به رعایت این ارزش ها مى پردازند، مورد تمسخر قرار مى دهند. براى مثال، زمانى سلام كردن و احترام گذاشتن به بزرگ ترها ارزش به شمار مى آمد، ولى اكنون نه تنها برخى جوانان این ارزش را پاس نمى دارند، بلكه رعایت این ارزش از سوى دیگران را نوعى خودشیرینى و چاپلوسى مى شمارند. در نتیجه، احترام معلم از دید آنان امرى بیهوده، كم ارزش و كار دانش آموزان چاپلوس است.



شغل پنداشتن معلمى 


امروزه برخى از دانش آموزان، نگاهى ابزارى به معلم دارند و چون آموزش خود را شغل آموزگاران مى دانند، دلیلى براى احترام نهادن به آنان نمى بینند. به نظر آنان معلمان در مقابل آموزش پول مى گیرند و وظیفه دارند در هر شرایطى این كار را انجام دهند و نباید انتظار احترام از دیگران را داشته باشند. به عقیده آنها وقتى كسى براى انجام دادن كارى پول مى گیرد، احترام گذاشتن به او و تكریم و تعظیم او كارى بى معنا و بى فایده است. حال آنكه اگر معلمى را شغلى معمولى بیانگاریم، باز هم توجیه خوبى براى بى اعتنایى نسبت به مقام او نخواهیم داشت.



سهل انگارى نظام آموزشى 

از آنجا كه نظام آموزشى كشور براى برخورد با دانش آموزانى كه به معلمان خود بى احترامى مى كنند، برنامه خاصى ندارد، دانش آموزان گستاخ و بى انضباط به درستى تنبیه نمى شوند و به قدرنشناسى هاى خود ادامه مى دهند. به عبارت دیگر، نظام تربیتى مدرسه و نظام آموزشى، برنامه درستى براى ارشاد و راهنمایى این افراد ندارد و نه تنها آنها را متنبه نمى سازد، بلكه جرى تر مى كند و زمینه بى احترامى را براى دیگران فراهم مى آورد، كه این امر به معناى وجود نقصى آشكار در نظام آموزشى كشور است.



كم كارى خانواده ها در آموزش ارزش ها 


كودك آیینه تمام نماى خانواده خویش است. هرگونه رفتارى در قلب و جان كودك نقش مى بندد و او نیز آن را منعكس مى كند. تربیت اخلاقى نیز فقط در مدرسه صورت نمى گیرد، بلكه باید با كودك از روز زبان گشودن و زبان فهمیدن به تمرین پرداخت. پیداست كه نخست كسانى این وظیفه را بر عهده دارند كه با كودك زندگى مى كنند و پیوسته با اویند. آنان با كردار، گفتار و روش خود در كودك اثر مى گذارند.
 

(احمد شلبى، تاریخ آموزش در اسلام، ص 173)



بنابراین، آموزش رعایت ارزش هاى اجتماعى و اخلاقى باید از خانواده شروع شود و در مدرسه ادامه یابد، ولى متاسفانه، بسیارى از والدین این ارزش ها را نادیده مى گیرند و آموزش هاى كافى را در این زمنیه به فرزندانشان نمى دهند. در برخى خانواده ها نیز فرزندسالارى حاكم است و فرزندان با آداب اجتماعى و دینى آشنا نمى شوند و نه تنها این اصول را در خانه رعایت نمى كنند، بلكه در مدرسه نیز به آن توجه ندارند. افزون بر این، بسیارى از والدین در برخوردهایى كه میان معلمان و فرزندانشان پیش مى آید، بدون توجه به حقیقت جانب فرزندانشان را مى گیرند. این جانب دارى، دیوار كوتاه حرمت معلمان را ویران تر مى كند و به كم رنگ تر شدن احترام معلمان مى انجامد.



جهانى سازى و تأثیر فرهنگ هاى بیگانه 

پیشرفت سریع و توسعه بى نظیر علوم طبیعى در غرب، با همه فواید مادى كه براى انسان ها در برداشت، متضمن پاره اى آثار تلخ معنوى و انحراف هاى فكرى نیز بود. جدا شدن دین از علم موجب شد كه علم به طور كامل در خدمت(زین العابدین قربانى، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى، ص 35)


مادیات قرار گیرد و برنامه هاى آموزشى و پرورشى غربى و شرقى بر اساس سودجویى و رسیدن به نیازها و لذت هاى جسمى و دنیوى پى ریزى شود و اگر در این جوامع، تربیت اخلاقى نیز مطرح شود، هدفش رسیدن به منافع زودگذر دنیوى است. این دیدگاه بر فرهنگ ما نیز تأثیر گذاشت و موجب شد كه از ارزش و اعتبار معلم كاسته شود و احترام و تكریم او كم كم فراموش گردد.

امروزه در بسیارى از نقاط جهان جوانان بر ضد جوامع سنتى در حال شورش اند. آنان با پوشیدن لباس هاى عجیب و غریب و گوش دادن به موسیقى خاص خود و... مشكل بزرگى در آموزش و پرورش پدیدمى آورند و از این راه ها خواستار دگرگونى عمیق در همه شئون زندگى اند. تأثیر سوء این فرآیند را مى توان در(محمد حسین یارمحمدیان، تاثیرات جهانى شدن بر نظام تعلیم و تربیت و خانواده، ص 30)


بسیارى از رفتارهاى دانش آموزان دید. برخى از دانش آموزان ایرانى نیز به فرهنگ بومى و اسلامى خویش با دیده تردید مى نگرند و از پاسداشت بسیارى از ارزش ها از جمله احترام گذاشتن به معلمان، سرباز مى زنند.



وجود منابع متعدد براى كسب دانش 

امروزه، بسیارى از افراد بشر از طریق برنامه هاى رادیویى و تلویزیونى و دیگر دستگاه هاى ارتباطى به كسب دانش مى پردازند و تحت تأثیر آنها قرار مى گیرند و این در حالى است كه در گذشته فقط معلمان، منبع كسب علم و دانش بودند. امروزه دانش آموزان در جهان ارتباطات و در شرایط كنونى و در پرتو وسایل ارتباطى مانند رایانه، اینترنت، ماهواره و... در اسرع وقت مى توانند از جدیدترین اطلاعات علمى آگاه شوند. افزون بر این استفاده از مكتوبات نیز جاى خود را دارد.


به علت وقوع این انقلاب در ارتباطات و گسترش فن آورى جدید، نوجوانان به شدت از فرهنگ هاى بیگانه تأثیر پذیرفته اند و ارزش هاى بیگانه را كسب مى كنند و ارزش هاى خود را به مرور از یاد مى برند. همچنین از نظر علمى و آموزشى با وسایلى روبه رو هستند كه در برخى موارد، اطلاعات و دانش بیشترى نسبت به معلم در اختیار آنان قرار مى دهد. این دگرگونى و زندگى ماشینى سبب شده است كه ارزش و احترام معلمان كه خود را با یافته هاى جدید هماهنگ نمى سازند، تا حدودى از بین برود.



ناهماهنگى میان مراكز تربیتى و آموزشى



مسئولیت آموزش و نهادینه سازى ارزش ها، وظیفه همه نیروهاى تربیتى جامعه، یعنى خانواده، مدرسه و نهادهاى گوناگون اجتماعى، مانند نهادهاى سیاسى، ادارى و تبلیغاتى است. البته نباید اهداف و فعالیت هاى این نیروهاى تربیتى با یكدیگر هماهنگ باشد تا فعالیت نهادهاى اجتماعى در تقابل یا تضاد با فعالیت هاى مدارس قرار نگیرد.


تجربه نشان داده است كه واگذارى آموزش ارزش ها به خانواده یا مساجد به تنهایى، نتیجه مطلوبى به بار نمى آورد و از آنجا كه اساس رفتار دانش آموز، معلم، هم سالان، پدر و مادر و دیگر افراد خانواده ؛ مدرسه و جامعه است؛ ارزش ها باید به وسیله همه این نهادها آموزش داده شود تا نبودن هماهنگى و هم خوانى میان آنها، سبب ایجاد دوگانگى، تشكیك، تعارض و تضاد در دانش آموزان نشود.




بى توجهى به انتقال ارزش ها در مدارس 

فقط والدین نیستند كه تحت تأثیر فرهنگ فرزندسالارى، دانش آموزان را به حال خود رها كرده و دست از آموزش ارزش ها و اخلاق به آنها كشیده اند، بلكه برخى از مدارس امروزى نیز بیشتر از هر چیز به آموزش علوم، فنون و مفاهیم مى پردازند و در بسیارى از موارد آموزش هاى اخلاقى و اجتماعى را نادیده مى گیرند و با كم توجهى و بى مهرى از كنار آن مى گذرند. همین امر سبب شده كه دانش آموزان به ارزش هاى اخلاقى از جمله احترام به معلم بى توجه باشند. این در حالى است كه در زمان هاى قدیم، آموزش كتاب هاى اخلاق و آداب اجتماعى از مهم ترین و اصلى ترین مقولات آموزشى به شمار مى آمد.


در حقیقت، نظام هاى آموزشى در دو سطح جهانى و محلى، به میزان گسترده اى تعلیم ارزش ها را نادیده گرفته و تلاش خود را به آموزش هاى شناختى، ابزارى و مهارت هاى فنى معطوف كرده اند. مراد از شناخت هاى ابزارى، دانستنى هایى است كه دانش آموزان را در راه كسب درآمد یارى مى كند. ولى تربیت ضمیر و روح انسان كه ارزش ها هسته اصلى آن را تشكیل مى دهند، چنان نادیده انگاشته شده اند كه گویى تعلیم ارزش ها در مقایسه با آموزش مواد درسى، امرى ثانوى و فرعى است یا به عهده نهادهاى دیگر مانند خانواده یا مساجد گذاشته شده است.

به عبارت دیگر، امروزه تعلیم و تربیت عملاً به آمادگى براى امتحانات و به تقویت ساده حافظه بدل شده است. بدیهى است كه دست پروردگان این نظام آموزشى كه از فضایل اخلاقى بى بهره اند، ارزش و احترام قابل توجهى براى معلم قائل نیستند.



آگاه نساختن به دانش آموزان از شأن معلم


روشن است كه علت توجه بیش از اندازه اسلام به احترام و تكریم معلم، ارزش و اعتبارى است كه براى علم و فواید آن قائل است. متأسفانه ارزش و جایگاه علم، عالم و معلم در هیچ نظام آموزشى، به دانش آموزان تعلیم داده نمى شود. روشن است كه اگر دانش آموزان با فلسفه احترام به معلم و تكریم او آشنایى داشته و از دلایل آن آگاه باشند، با رغبت و تمایل بیشترى به این امر مى پردازند، ولى متأسفانه در هیچ دوره آموزشى، مقام معلم و اهمیت و اعتبار وى به خوبى و از راه علمى، همراه با فلسفه و بایدها و نبایدهاى آن براى دانش آموزان تشریح نشده است تا آنان با پى بردن به اهمیت و اعتبار معلم در احترام و تكریم او بكوشند.

افزون بر این، از آنجا كه به علت سیاست هاى اشتباه و نادرست فرهنگى، سیاسى و اقتصادى، امروزه ارزش پول و ثروت از علم و دانش بیشتر شده است، دانش آموزان گرایش چندانى به علم و دانش و صاحبان آن ندارند.



صلاحیت نداشتن برخى معلمان 

روشن است كه هر كسى لیاقت تصدى مقام والاى معلمى را ندارد و نمى تواند از عهده این مسئولیت سنگین برآید. »هر كس شغل شریف معلمى را پیشه كند، باید در اعمال و گفتار خود، رسول خدا9 را سرمشق خویش قرار دهد و سنگینى این مسئولیت را تحمل كند و چنانچه نتواند از عهده آن برآید، باید از تصدى آن خوددارى كند. چه بسا افرادى كه براى احراز این شغل شریف آمادگى ندارند، ولى براى ارتزاق به آن مى پردازند و معلوم است كه در این صورت، چنان كه باید و شاید به وظیفه خود عمل نمى كنند و آن را به نحو شایسته انجام نمى دهند«.
 

(مهدى صانعى، پژوهشى در تعلیم و تربیت، ص 387)
 

معلمانى كه در راه آموختن علم و دانش به دانش آموزان، به چیزى بیشتر از وظیفه عادى خود اعتقاد ندارند یا فقط از بد حادثه و از سر اجبار به معلمى روى آورده اند، با معلم ستوده شده در فرهنگ اسلامى بسیار فاصله دارند. متأسفانه برخى از معلمان آن طور كه باید و شاید، با اصول تربیتى آشنا نیستند و در واكنش به برخوردها یا سوءتفاهم هایى كه گاهى با كوچك ترین توضیح و تحمل رفع خواهد شد، رفتارهایى دور از شأن خود انجام مى دهند كه سبب ایجاد شكاف میان آنان و دانش آموزان مى گردد.

معلمى كه رفتارهاى صحیح و درست اخلاقى و ارزشى را نیاموخته باشد، در مقابل رفتارهاى نامناسب و ناهنجارى هاى دانش آموزان نمى تواند واكنش صحیح و اصولى از خود نشان دهد. باید اعتراف كرد كه برخورد بد و ناصحیح این گونه معلمان تا حدودى از احترام دانش آموزان به معلمان كاسته است.



رعایت نكردن شئون معلمى از سوى معلمان 

معلمى كه براى تأمین معاش خود و خانواده اش افزون بر خدمت موظف در محیط مدرسه، مجبور است ساعت هاى متمادى در مراكز آموزشى دیگر اضافه كار مى كند و صبح روز بعد با خستگى ذهنى و فكرى وارد كلاس شود، نمى تواند معلم مقتدر، مطلع و محبوبى براى دانش آموزان باشد. بى تردید، كار كردن عیب نیست و تلاش شرافتمندانه براى تأمین معاش امرى مقبول و پسندیده است، ولى اشتغال به هر كارى در شأن و منزلت معلمان نیست. معلمى كه براى گذراندن امور زندگى دست به هر كارى مى زند تا پول بیشترى به دست آورد،

وجهه خود را زیر سؤال مى برد. لازم است معلم عظمت مقام خود را حفظ كند و خود را در اجتماع و نزد دانش آموزان معزز و محترم بدارد. براى نیل به این موقعیت باید رفتار معلم متناسب با موازین علمى و مقام والایش باشد. هنگامى كه معلم مراقب اعمال و رفتار خود باشد و كارهایش را بر اساس موازین عقلانى و انسانى انجام دهد، بدون شك در شاگردانش تأثیر دارد و آنها ضمن احترام به وى از او پیروى خواهند كرد.



فراموشى عمل به علم

امیرمؤمنان على7 مى فرماید:
 
هر كس خود را پیشوا و الگوى مردم كند، لازم است قبل از یاد دادن و راهنمایى دیگران نخست به تعلیم خود بپردازد و پیش از آنكه دیگران را به زبان تأدیب كند باید به روش و عمل خود آنان را تأدیب كند. كسى كه خود را تعلیم مى دهد و تربیت مى كند، سزاوار تكریم و احترام بیشترى از تعلیم دهنده و تربیت كننده مردم است.
(آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ص 395)


و به قول آلكسیس كارل: »فقط كسانى مربى خوبى هستند كه به آنچه مى گویند، معتقد باشند و عمل كنند.« بر این(قربانى زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى، ص 332)
اساس، معلمى موفق است كه خود، الگوى عملى دانش آموزان باشد. شایسته نیست كه آموزگار، دانش آموزان را از خلق و خویى نهى كند، درحالى كه خود به آن مبادرت مى ورزد یا از آنها بخواهد عملى را انجام دهند، ولى خودش به آن اقدام نكند. در این حالت دانش آموزان به آموزش هاى او توجه نمى كنند و او را فردى شایسته احترام نمى دانند.

بنابر پژوهش هاى برخى روان شناسان، شاگردان در بیشتر موارد از عمل معلم پیروى مى كنند نه از گفته او. 
(على شریعتمدارى، تعلیم و تربیت اسلامى، ص 118)
از آنجا كه برخى از معلمان تنها به حرف بسنده مى كنند و به علم و دانشى كه آموزش داده اند عمل نمى كنند، مورد انتقاد بسیارى از دانش آموزان قرار مى گیرند و از احترام به ایشان كاسته مى شود.



كم توجهى رسانه هاى جمعى به منزلت معلم 

رادیو، تلویزیون، مطبوعات و به طور كلى رسانه هاى جمعى، در افزایش یا كاهش منزلت معلمان مؤثرند؛ زیرا این رسانه ها، قدرت فراوانى در تغییر ذائقه فرهنگى، علمى، اقتصادى، اجتماعى و اخلاقى هر جامعه دارند. آنها مى توانند با نكوداشت مقام معلم، اثر فراوانى بر جامعه بگذارند. متأسفانه، در سال هاى اخیر هیچ یك از قهرمانان محبوب و موفق كارهاى رادیویى و تلویزیونى یا مطبوعاتى نقش معلم را ایفا نكرده اند و دست اندركاران این رسانه ها ترجیح داده اند كه قهرمانان آنها، دكتر، مهندس، سرمایه دار، تاجر،مدیر و مانند آن باشد و اگر هم در كارى به معلمان پرداخته اند، چنان غیرتخصصى و به دور از واقعیت بوده كه كمكى به پاسداشت مقام معلم نكرده است. به یقین پرداختن رسانه ها به مقام و منزلت معلمى مى تواند تا حدودى به بازگرداندن احترام به آنان كمك كند.



راهكارهاى اصلاحى 


خانواده ها در تربیت فرزندان نقش بیشترى برعهده دارند و مى توانند در تبیین نقش و جایگاه معلم به فرزندان خود نقش مؤثرى داشته باشند. به طورى كه دانش آموزان بیاموزند احترام ایشان به معلم به سبب زحمت او براى آموزش علم است و ارزش علم آن قدر زیاد است كه باید به آموزش دهنده احترام بگذارند.


مدرسه نیز مى تواند با آموزش مستقیم، ارزش هایى مانند: مسئولیت پذیرى، احترام به حقوق دیگران، همكارى، صداقت، شجاعت و مهارت هاى ارتباطى را به دانش آموزان منتقل كند. این آموزش ها مى تواند در خلال دروس گوناگون یا از راه اردوها و فعالیت هاى فوق برنامه به این هدف مهم جامعه عمل بپوشاند و معلمان نیز خود براى حفظ شأن و منزلت معلمى بكوشند و عمل به علم را فراموش نكنند تا الگوى قابل احترامى براى دانش آموزان باشند.

افزون بر این، معلم باید سطح دانش خود را به جدیدترین و روزآمدترین اطلاعات دنیا مجهز كند و در عین حال ارزش والاى فرهنگ خود را در برخورد با فرهنگ هاى دیگر از دست ندهد و با شناخت دقیق از فرهنگ بومى و اسلامى و ساختن یك زیربناى فرهنگى مناسب، بر خودباختگى خود و دانش آموزان غلبه كند. بدین ترتیب،

از تحقیر و تهدید فرهنگ غنى اسلامى و ایرانى جلوگیرى مى شود و با پاى بندى به ارزش هاى والاى آن، احترام و تكریم معلمان به عنوان یكى از مصداق هاى ارزشى این فرهنگ مانند گذشته در جامعه افزایش خواهد یافت. البته هماهنگى میان همه نهادها براى دست یابى به این هدف، بیش از پیش ضرورى است. بى شك، اگر تمام این گروه ها در یك جهت بایستند و توان و نیروى خود را به سوى هدف معینى به كار گیرند، سریع تر و بهتر مى توانند به اهداف متعالى و ارزشى خود دست یابند.

(زهرا صباغیان، برگرفته از: چرا دانش آموزان مانند گذشته براى معلمان خود احترام قائل نیستند، صص 29-18)

 




طبقه بندی: ایا میدانید،  مطالب جالب،