تبلیغات
مطالب ازاد - خاطرات شب امتحان در حافظه خوابگاه
تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : حمیدرضا قاسمی


خوابگاههای دانشجویی این روزها چهره متفاوتی به خود گرفته اند و با خیل عظیمی از دانشجویان که برخی از آنها از سطح اضطراب بالایی برخوردار هستند مواجه اند.

 

 

 

ریتالین و تقلب شایعه مرسوم امتحان

این روزها حافظه دانشگاهها و خوابگاهها، روز و شب های متفاوتی را از سر می گذرانند شبهایی که بسیاری به آن دل خوش کرده اند تا در پناه بلندی آن درسهایی را بخوانند که هیچگاه در طول ترم به آنها نگاه هم نکرده اند.


به گزارش مهر، تب امتحانات هنوز با آغاز تیرماه در دانشگاهها ادامه دارد و دانشجویان همچنان در حال دست و پنجه نرم کردن با امتحانات هستند.

خوابگاههای دانشجویی این روزها چهره متفاوتی به خود گرفته اند و با خیل عظیمی از دانشجویان که برخی از آنها از سطح اضطراب بالایی برخوردار هستند مواجه اند. در و دیوار،‌ سالنها،‌ راهروها و محوطه خوابگاهها همه شاهد این تغییر فصل دانشگاهی هستند.

دانشگاه و دانشجویان خوابگاهی شهید عباسپور(صنعت آب و برق) و دانشگاه صنعتی شریف در یکی از این روزها که تب امتحانات حتی به خیابانهای سرسبز و زیبای این دانشگاه هم رسیده، پذیرای عکاس و خبرنگار مهر برای تهیه این گزارش شدند.



درب یکی از اتاقهای خوابگاه دانشگاه شهید عباسپور




کتابخانه ای از جنس سکوت

به کتابخانه دانشگاه شهید عباسپور که قدم می گذارم، عقربه های ساعت عدد 10:10 دقیقه را نشانم می دهند و حدود دو ساعتی از ساعت کار کتابخانه گذشته است. 

پایین بودن سر دانشجوها و مشغول بودنشان با لپ تاپ و کتابهای قطور و جزوه‌های خط خطی شده، جو کتابخانه را به گونه‌ای نشان می دهد که خدا را بابت نپوشیدن کفشهایی که حین راه رفتن صدا می دهند، شکر می کنم. در این میان دانشجویی هم بلند بلند با یکی دیگر از دوستانش حرف می زند و می خندد که با " هیس" بلند یکی دیگر از دانشجویان که انتهای سالن نشسته، سکوت می کند.

میان ردیفهای کتابخانه و کتابهای قدیمی اش که قدم می زنم سه دختر دانشجو را می بینم که دور میزی نشسته و برای اینکه مکالماتشان دیگران را آزار ندهد سرهایشان را بهم نزدیک کرده اند و آرام آرام جزوه ها و کتابهای درسی را می خوانند و با هم صحبت می کنند.

 



کتابخانه دانشگاه و دانشجویانی که مشغول مطالعه هستند

 

ماجرای دانشجویان خواب آلود و درس نخوانده خوابگاه

همیشه در ایام امتحانات با دانشجویان درس خوان مواجه نمی شویم برخی دانشجویان با آرامش و بی تفاوت از کنار این روزها می گذرند و شبهای امتحان نیز برایشان فرقی با دیگر شبها ندارد با سر زدن به خوابگاه پسران دانشگاه شهید عباسپور با برخی از این دسته دانشجویان صحبت می کنم.

سه دانشجوی پسر که البته یکی از آنها معلوم است تازه از خواب ساعت 11 صبح بیدار شده و دمپایی تا به تا به پا دارد، قدم به اتاق مسئول امور خوابگاهها می گذارند و خاطراتی جالب از روزهای امتحان و البته درس نخواندشان تعریف می کنند.



هیچ جا مثل خوابگاه شهید عباسپور نیست!


دانشجویی که رشته مهندسی عمران گرایش آب و فاضلاب را در دانشگاه عباسپور می خواند وقتی با آن دمپاییها برای شرکت در این گفتگو حاضر می شود، ظاهری کاملاً خواب آلود اما بشاش دارد. اصلاً هم برایش اهمیتی ندارد روزهای امتحان فرا رسیده و باید درس بخواند.

علیرضا در این گفتگو تاکید می کند شب امتحان برای خوابگاهیهای عباسپور معنایی ندارد و در عوض بچه ها بیشتر از درس خواندن شیطنت می کنند و حتی سر به سر سایر دانشجویانی می گذارند که حسابی سرشان به درس خواندن گرم است.

به گفته آنها دانشجویان خوابگاه دانشگاه شهید عباسپور از نظر روحی و روانی نسبت به سایر دانشجویان خوابگاهی دانشگاههای دیگر در ایام امتحانات در سلامت کامل به سر می برند که دلیلش هم جمعیت کم دانشجویان در این دانشگاه و خوابگاههای آن است.

خاطرات تقلبی دانشجویان 

دانشجویان از تقلبهایی که نوشتند و تهیه کردند از پی. دی . اف جزوه هایشان روی موبایل برای تقلب در شبهای امتحان صحبت کردند و گفتند هیچوقت نتوانستیم از این تقلب ها استفاده کنیم.

یکی از دانشجویان خوابگاه که تا صبح برای درس خواندن بیدار مانده و تازه به خواب رفته است



بالش و درختان سر به فلک کشیده و خوابگاهی امن برای دختران درس‌خوان


خوابگاه سمیه که ویژه دانشجویان دختر خوابگاهی دانشگاه عباسپور است، در یکی از خیابانهای داخل دانشگاه قرار دارد.

با هماهنگی مسئول امور خوابگاهها، وارد محوطه بیرونی خوابگاه دختران می شوم. سه دختر دانشجو زیراندازی را وسط محوطه پهن کرده و مشغول درس خواندن هستند. آن طرفتر چند دوچرخه و وسایل ورزشی گوشه ای افتاده اند و خاکی که رویشان نشسته معلوم است مدتیست هیچ مشتری ندارند.



استرس و حالت تهوع؛ تحفه پایان ترمها در خوابگاه دختران

دخترها درس خواندن در محوطه را از ترس دو سوسک که دیدن آن برایشان در سوئیت تمیز و مرتب خوابگاه عجیب بود، به ماندن در خوابگاه ترجیح داده و سه نفری با ماشین حسابهای پیشرفته اشان در حال درس خواندن هستند. روی جدول باغچه و نزدیک زیراندازشان می نشینم و سعی می کنم نحوه درس خواندنشان را به دقت ببینم که متوجه استرسشان می شوم.

می پرسم: "بچه ها استرس دارید؟"، یکی از دخترها که به بالشتش تکیه داده با هیجانی برگرفته از استرس و ترس از اینکه نمی داند چه امتحانی با چه درجه سختی در انتظارش است، ابروهایش را در هم می کشد و می گوید: "خیلی. بیشتر از این طاقت ندارم و دلم می خواهد هر چه زودتر ساعت 2 برسد و امتحان شروع شود."

حتی یکی از این سه دختر جوان از شدت استرس امتحان به حالت تهوع مبتلا شده و آن یکی شبهای امتحان را بدون کابوس نمی گذراند.

یکی از این دانشجویان که اهل تهران است و به خوابگاه آمده تا با همکلاسیهای خوابگاهی خود درس بخواند، به قدری غرق در جزوه اش است که جمع چهار نفره مان را ترک می کند و با قدم زدن در محوطه خوابگاه، تند و تند زیر لب زمزمه می کند و درس می خواند، معلوم بود در حال حفظ کردن است و از ترس استرس شاید یک خط در میان مشغول مرور کردن جزوه‌اش باشد.


ساعت 13:30 در خوابگاه شهید احمدی روشن دانشگاه شریف

به خوابگاه شهید مصطفی احمدی روشن، یکی از خوابگاههای پسرانه دانشگاه صنعتی شریف سری می زنم. هر چه باشد شریفیها به درس خوان و نخبه بودن معروف هستند.

با ورود به محوطه، با دو ساختمان چند طبقه یکی قدیمی و یک نوساز روبرو می شوم. زمان نماز و ناهار است و دانشجوها ناهار به دست به ساختمان خوابگاه وارد و یا از آن خارج می شوند.

دو دانشجو تا متوجه حضورم می شوند خودشان از من دعوت می کنند تا با آنان مصاحبه کنم. با کمال اشتیاق و بدون اینکه سوال خاصی بپرسم پس از شنیدن موضوع گزارشم، شروع به تعریف کردن می کنند.

به گفته این دو دانشجو، در این خوابگاه هم دانشجویان شب امتحانی دیده می شود هم دانشجویانی که در طول ترم حسابی درس خوانده اند و شب امتحان را تنها به مروز جزوه ها می پردازند.

 


یکی از ساختمانهای خوابگاه شهید احمدی روشن دانشگاه صنعتی شریف


اینجا خبری از قرص و ریتالین نیست

دانشجویی که اهل خراسان رضوی است و در دانشگاه شریف درس می خواند، با جدیت و صراحت می گوید هر چه درباره مصرف قرص ریتالین توسط دانشجویان خوابگاهی دانشگاه شریف شنیده‌اید، کذب محض است.

پشت نیمکتی که وی و دوستش روی آن نشسته اند، فضای سبزی دیده می شود که یکی از دانشجویان همراه با کتابی قطور و زیراندازی در دست نزدیک می شود، ابتدا زیرانداز را روی چمنها پهن و بعد در گوشه ای از آن نشسته و درس خواندن را شروع می کند.

 


یکی از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه صنعتی شریف


این دانشجو که در رشته هوافضا درس می خواند و به نظر آرام می رسد و بلافاصله شروع به درس خواندن می کند. از او درباره درس خواندن و نخواندن دانشجویان در شبهای امتحان می پرسم.

هر چند آرام به نظر می رسد اما باید بگویم چنان جدیتی در صبحت کردن داشت که لحظه ای به خود مطمئن شدم حتماً یکی از درس خوانهای دانشگاه شریف باید باشد.

رشته هوافضا می خواند و پس از اینکه از او درباره شبهای امتحان سوال می کنم تاکید می کند در دانشگاه شریف اگر دانشجویی در طول ترم درس نخواند شب امتحان هم نمی تواند هیچ کاری بکند و بهتر است اصلاً امتحان ندهد.

به گزارش مهر، دانشجویانی که برای کم کردن استرس با صدای بلند درس می خوانند و راه می روند،‌ دانشجویانی که آرام و با طیب خاطر یادگیری های قبلی را مرور می کنند، دانشجویانی که شب را بیدار می مانند به امید صبح سپید امتحان، دانشجویانی که تازه شب امتحان تصمیم می گیرند درسشان را حذف کنند، دانشجویانی که تازه شب امتحان دنبال جزوه و کتاب می گردند،‌ دانشجویانی که از فرط استرس خوابشان نمی برد،‌ دانشجویانی که اشک می ریزند، دانشجویانی که می خندند و درس خواندن عده ای را به سخره می گیرند و یا تلاش می کنند با ایجاد فضایی با نشاط استرس را از چهره هم کلاسی ها و هم خوابگاهی هایشان کمرنگ تر کنند ... اینها همه برای سالیان سال در خاطره خوابگاههای دانشجویی ثبت می شود و به یادگار می ماند.

و البته در ذهن دانشجویان نیز. دانشجویانی که پس از فراغت از تحصیل هم با یادآوری این فصل هر چند سخت دانشگاهی،‌ می گویند یادش به خیر دوران دانشجویی، ‌شبهای امتحان...